جمال الدين محمد الخوانساري
333
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
8616 من استهان بالأمانة وقع في الخيانة . هر كه سهل شمارد امانت را بيفتد در خيانت ، ظاهر اينست كه مراد اين باشد كه امانتدارى را سهل نبايد دانست وتا ضرورتي نشود مرتكب آن نشد كه هر كه سهل شمارد آنرا وبىضرورتى بسيار قبول امانات كند نمىشود كه در خيانتى نيفتد اگر همه بتقصير در حفظ ونگهدارى آنها باشد . 8617 من وقف عند قدره أكرمه النّاس . هر كه بايستد نزد قدر خود گرامى دارند مردم أو را ، مراد به « ايستادن نزد قدر خود » اينست كه پا از اندازهء خود بيرون نگذارد وبا مردم بقدر مرتبهء خود سلوك كند وزيادة روى نكند ، چه هر كه چنين سلوك كند مردم پسند كنند سلوك أو را ، وأو را گرامى دارند ، وهر كه تجاوز كند از حدّ خود ودر گذرد مردم را بد آيد سلوك أو ، وخوار گردانند أو را چنانكه فرموده : 8618 من تعدّى حدّه أهانه النّاس . هر كه درگذرد از حدّ خود خوار گردانند أو را مردم . 8619 من أنف من عمله اضطرّه ذلك إلى عمل خير منه . هر كه ننگ داند عمل خود را ناچار سازد أو را اين بسوى عملي بهتر از آن ، مراد ترغيب در اينست كه آدمي هر كارى كه كند نپسندد آن را بلكه آن را ننگ خود داند ولايق خود نداند ، زيرا كه هر كه چنين باشد مضطرّ مىشود باين كه بعد از آن كار بهتر از آن بكند وهمچنين ، بخلاف كسى كه كار خود را پسندد كه در آن مرتبه ماند وترقّى نكند . 8620 من غاظك بقبح السّفه عليك فغظه بحسن الحلم عنه .